أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

216

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

اطعمه‌اى كه رعله حاضر ساخت عبارت از يك پارچه لحم مطبوخ و مقدار كافى از شير خرما بود ؛ چون تدارك نان ممكن نشد هنگامى كه اينها را تقديم نمود گفت : اگر نان هم حاضر مىشد تقديم مىكردم معذورم بداريد . حضرت خليل فرمود : خداوند بر اين طعام شما بركت عطا فرمايد . اثر قبول اين دعا هنوز باقى و مشهود است . در مكّهء معظّمه خرما و گوشت خيلى فراوان است . اگر رعله نان و ساير چيزها به دست آورده و آن حضرت را مىخوراند همه‌چيز در مكّهء معظّمه ارزان و فراوان مىشد . منظومه عورت اولدر چو كنج ناديده * اهل ستين غريق نعمت ايده عيبنى اورته اوزينك ارينك * ايكى وجه ايله ستر عورت ايده حضرت ابراهيم از اين معاملهء مجامله كه رعله بنت عمرو معمول داشت به منتها درجه محظوظ شده و به روى سنگى كه نشان داده بود نازل شد . رعله اوّلا طرف راست و بعد جانب چپ آن حضرت را غسل نموده و بعد تمام جسد مبارك آن پيغمبر را شست و شو كرد . حضرت ابراهيم در وقت معاودت رعله را فرمود شوهرت را از من سلام رسانيده و بگوى كه ديگر لازم نيست آستانهء خانهء خود را تغيير و تبديل دهد . پس از اندك مدّتى حضرت اسماعيل به سعادتخانهء خود تشريف و رايحهء مباركهء پدر عزيز خود را استشمام فرموده سؤال و استعلام كرد كه در غيبت من كى آمده است ؟ رعله در جواب گفت : پير عزيزى آمد كه رايحهء وجود او دلاويز و جمالش شوق‌انگيز بود ، در حق آن بزرگوار ابراز مراسم احترام نموده ، پس از احضار اطعمه و اطعام آن پير را در بالاى اين سنگ نشانده و وجود فيض آلود او را شستم ، ممنون شده و فرمود كه اسماعيل را بگوى ديگر آستانه خانهء خود را تبديل نكند و شما را تحيّت و سلام رسانيده و رفت . حتى زمانى كه اقدام مبارك خود را بر روى اين سنگ گذاشت قدم سعادت توأم او در سينهء اين سنگ جاى گرفت . حضرت اسماعيل گفت آن شخص محترم پدر من است و اينكه فرموده است آستانهء